كلوب سامي يوسف::Sami Yusuf Farsi Club
براي ديدن مطالب سايت وارد شويد



 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجومكتبة الصورثبت نامليست اعضاورود

شاطر | 
 

 قصه 6

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
DaFFOdilL
یار
یار
avatar

تعداد پستها : 106
Registration date : 2008-05-07

20091211
پستقصه 6

1 - چشم هایم را بسته ام ، گوش هایم را هم
و یادم رفت دستی نماند که با آن دهانم را هم ببندم .

2 - نشسته بودی ، روی " نیمکت ِ همیشگی " ... در کنار یا چهار زانو روبرو ، یادم نیست
گریه می کردی ولی ، یادم هست
« دارم دیوانه می شم ، حق با کیه نرگس ؟ »

نشنیدی .. من آرام ، " طوری که خودم هم نشنوم " گفتم .. شاید حق با هیچ کس نباشد.

3 - « فرقی نمی کند سبز یا آبی !
سکوت نکن فقط ... بی تفاوتی از مخالف بودن ! دردناک تر است ... »
این را او گفت ... پدر

4 - دور برداشته ای ؛ وسط ِ گود ... مات م من
با نفس های حبس
نمی فهمم چپ گردی یا راست گرد

5 - همیشه ی این درس هایت
مرا می میراند .. چه می خواهی یاد بدهی ، وسط ِ جهنم ِ سیاست

6 - نگر انم * به خیمه شب بازی ...


* نگر + ان
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
مُشاطرة هذه المقالة على: diggdeliciousredditstumbleuponslashdotyahoogooglelive

قصه 6 :: تعاليق

avatar
رد: قصه 6
پست في 2009-12-11, 17:43 من طرف Betty
قشنگ بود...

نقل قول :
نشنیدی .. من آرام ، " طوری که خودم هم نشنوم " گفتم .. شاید حق با هیچ کس نباشد.
avatar
رد: قصه 6
پست في 2009-12-13, 16:29 من طرف tahere
چه میشه گفت . فقط ممنونم . بسیار عالی
avatar
رد: قصه 6
پست في 2009-12-15, 12:46 من طرف mansooreh.m
نقل قول :
« فرقی نمی کند سبز یا آبی !
سکوت نکن فقط ... بی تفاوتی از مخالف بودن ! دردناک تر است ... »
این را او گفت ... پدر


بسیار زیبا .....
ممنون
avatar
رد: قصه 6
پست في 2009-12-15, 18:10 من طرف hoveyze
ایول
avatar
رد: قصه 6
پست في 2009-12-16, 12:58 من طرف Najmeh Renik
نقل قول :
شاید حق با هیچ کس نباشد.

ممنون بسیار زیبا بود
 

قصه 6

بازگشت به بالاي صفحه 

صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
كلوب سامي يوسف::Sami Yusuf Farsi Club :: غٍصص-
پرش به:  
© phpBB | منتدى مجاني | منتدى مجاني للدعم و المساعدة | ارتباط | التبليغ عن محتوى مخالف | احدث مدونتك