الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجومكتبة الصورثبت نامليست اعضاورود

شاطر | 
 

 استانه تحمل !

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
admin
میزبان
میزبان
avatar

ذكر
تعداد پستها : 2162
Age : 37
Location : iran
Registration date : 2007-07-22

Character sheet
بروبکس: 10

20100202
پستاستانه تحمل !

اورژانس.دو ساعت و بيست دقيقه از بامداد گذشته.مريضي افغان تبار.چهل و هفت ساله.
-آقاي دکتر!احساس مي کنم امشب نمي تونم خوب بخوابم.
-هيچ مشکل ديگه اي نداري؟واسه همين که نمي توني خوب بخوابي ساعت دو شب اومدي اورژانس؟
-آري.همين.خوابم در هم کوفيده شده.
(بله،درست حدس زديد.نوار قلبي که به صورت کاملا تصادفي براي او درخواست شده بود نشان از سکته داشت.سکته قلبي وسيعي هم بود.اگر يک کم پايه بود،اين آستانه تحمل درد را به عنوان معجزه يک جايي ثبتش مي کرديم)
********
نوشته يكي از دوستان پزشك
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://samiyusuffan.com
مُشاطرة هذه المقالة على: Excite BookmarksDiggRedditDel.icio.usGoogleLiveSlashdotNetscapeTechnoratiStumbleUponNewsvineFurlYahooSmarking

استانه تحمل ! :: تعاليق

avatar
رد: استانه تحمل !
پست في 2010-02-02, 05:49 من طرف admin
شب گذشته زن افغاني امده بود با سردرد و تهوع
شوهرش مي گفت :سرش كمي درد مي كنه ..دارو بنويس ببريم خانه
در اور»انس سي تي اسكن مغز كرديم خونريزي وسيع داخل مغز بود !!!!
avatar
رد: استانه تحمل !
پست في 2010-02-02, 12:38 من طرف Mostafa
ايول افغاني ها!!!!
avatar
رد: استانه تحمل !
پست في 2010-02-02, 13:14 من طرف tahere
بعضی ها تحمل دردشون خیلی زیاده . بهر عنوانی ...(طبیعتا این جورن یا به خاطر معنویات یا روشون نمیشه بروز بدن)
ولی بعضی ها (البته بیشتریا ) خیلی نازک نارنجین. بستگی هم داره کسی باشه لی لی به لا لاشون بزاره .
این طفلیا (افغانیا)کسی نیست هی دم به دقیقه نازشونو بکشه . رفتار عادیشونو می کنن
avatar
رد: استانه تحمل !
پست في 2010-02-02, 13:44 من طرف Najmeh Renik
طاهره خانم راست میگن کسی به این این افغانی های بیچاره اهمیت نمیده ، این بنده خدا هم برای اینکه از کار بیکار نشن معمولا هر درد و رنجی رو به خودشون می خرن
avatar
رد: استانه تحمل !
پست في 2010-02-02, 14:01 من طرف admin
روز یک افغانی به من گفت : برادر 30 ساله من تو ایرانم ولی ....
avatar
رد: استانه تحمل !
پست في 2010-02-02, 14:16 من طرف tahere
admin نوشته است:
روز یک افغانی به من گفت : برادر 30 ساله من تو ایرانم ولی ....
بندگان خدا خیلی اذیت میشن .
دوستی داریم که از کودکی در ایران هستند. همسر ایرانی دارن . اما هر روز تن و بدنشون باید بلرزه که بیرونشون نکنن ...کوچکترین فرزندشون شناسنامه نداره . هر سال باید براش شناسنامه جدید بگیرن تا اجازه داشته باشه در این کشور زندگی کنه ...
جالب اینجاست که این کشور روزی جزو ما بوده . تکه ای از ملت ما
avatar
رد: استانه تحمل !
پست في 2010-02-03, 13:53 من طرف hoveyze
بابا آسسسسستانه
avatar
رد: استانه تحمل !
پست في 2010-02-03, 14:50 من طرف Noghre
بازگشــــت

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفره ام ـ که تهی بود ـ بسته خواهد شد

و در حوالی شبهای عید، همسایه !
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه !

***
منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده در گذر دیده

منم که نانی اگر داشتم از آجر بود
و سفره ام ـ که نبود ـ از گرسنگی پر بود

به هر چه آینه، تصویری از شکست من است
به سنگ سنگ بناها نشان دست من است

اگر به لطف و اگر قهر، می شناسندم
تمام مردم این شهر می شناسندم

***
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفره ام ـ که تهی بود ـ بسته خواهد شد

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت

******
چگونه بازنگردم؟ که سنگرم آنجاست
چگونه؟ آه ! مزار برادرم آنجاست

چگونه بازنگردم که مسجد و محراب
و تیغ منتظر بوسه بر سرم آنجاست

اقامه بود و اذان بود، آنچه اینجا بود
قیام بستن و الله اکبرم آنجاست

شکسته بالی ام اینجا شکست طاقت نیست
کرانه ای که در آن خوب می پرم آنجاست

مگیر خرده که یک پا و یک عصا دارم
مگیر خرده که آن پای دیگرم آنجاست

***
شکسته می گذرم امشب از کنار شما
و شرمسارم از الطاف بیشمار شما

من از سکوت شب سردتان خبر دارم
شهید داده ام، از دردتان خبر دارم

تو هم به سان من از یک ستاره، سر دیدی
پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی

تویی که کوچه غربت سپرده ای با من
و نعش سوخته بر شانه برده ای با من

تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم
تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم

***
اگر مزرع ما دانه های جو هم داشت
و چند بوته مستوجب درو هم داشت

اگرچه تلخ شد آرامش همیشه تان
اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه تان

اگر چه سیبی از این شاخه ناگهان گم شد
ـ و مایه نگرانی برای مردم شد

اگرچه متهم جرم مستند بودم
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم

***
دم سفر نپسندید نا امید مرا
ولو دروغ عزیزان، بحل کنید مرا

به این امام قسم، چیز دیگری نبرم
به غیر خاک حرم، چیز دیگری نبرم

خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان
و مستجاب شود باقی دعاهاتان

همیشه قلک فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان ـ هرکه هست ـ آجر باد



محمد کاظم کاظمی (تولد 1346 ش.)
مشهد ـ بهار 1370 ش.

منبع: کتاب باغ بسیار درخت . بخش گزیده شعر معاصر فارسی دری ـ افغانستان . ص 293
رد: استانه تحمل !
پست  من طرف محتوى إعلاني
 

استانه تحمل !

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 

صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
كلوب سامي يوسف::Sami Yusuf Farsi Club :: انلاين اورژانس-
پرش به:  
© phpBB | منتدى مجاني | منتدى مجاني للدعم و المساعدة | ارتباط | التبليغ عن محتوى مخالف | انشئ مدونتك الخاصة مجانيا